تبليغاتX
تک ستاره دنباله دار
» آرشيو مطالب
» پيوندهاي روزانه
قصه عشق
دوست دارم اگر چه فاصله ها زیادن
جمشید دانیال
دانیال
استقلال
دنیای دخترونه
کانون هواداران استقلالی ها
عاشق همیشه تنها
کلبه تنهایی
پسر ایرونی
آرشیو روزانه
» پيوندها
قلب تنها
عشق و اشک
خانم گل
وب تخصصی قالب وبلاگ
قالب وبلاگ و همه چیز
» جستجوگر

جستجو در تمام سایت :



جستجو در همین صفحه :


» طراح قالب

طراح قالب

Design: BLOG THEME
Powered By : BLOGFA

این نامه را برای یگانه ترین دلیل زندگی ام می نویسم ٬او تمام وجودم را سالها پیش ربود و با خود به یغما برد هنوز هم آن دلخراش ترین لحظه را به یاد درام هنگامی که تمام وجودم لبریز از التماس لبانی بود که به من بگویند که دوستم دارند ..........اما آنها هیچگاه به عشق گشوده نشدند .

من رفتم ٬من او را ترک کردم .ولی من ماندم و یک دنیا حسرت و انتظار چشمانی که دلم را ربودن ٬او حتی یک لحظه هم مرا تنها نمی گذارد .اما من بازهم تنهایم در تنهایی بدون او برایش رازها میگویم . درتنهایی بدون او زندگی نمیکنم ذره ذره جان میدهم تا او بیاید.گناه من به بزرگی این جزا نبود من از چشمانش دور شدم اما دیگر این را میدانم که او مرا از قلبش رانده است.چه کسی در دیار عشق قانون گذاری کرده ٬که نمیداند هر رفتنی دلیل بر بی وفایی نیست . 

تو را به دادگاه خواهند کشاند

 شاید به حبس ابد محکوم شوی  ...

جزئیات جنایت معلوم نیست اما

اثر انگشتت روی یک قلب شکسته جا مانده است.

لحظه وداع

 


نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
شریک تنهایی

 

او تمام غنچه ها را چید و رفت

های و هوی گریه را نشنید و رفت

از تمام فصلها او کرد عبور

با صدای خسته ای خندیدو رفت

از اقاقی تا اقاقی راز داشت

رازها در قلب من پاشید و رفت

من برایش حرفهایی داشتم

با تمام گرمیش لرزید و رفت

از تبار لاله و آلاله بود

بر دلم مشتی نمک پاشید و رفت

با تمام اشکهایش سوختم

اشک را بر گونه هایم دید و رفت

چون دل او با بیانش فرق داشت

از برای حادثه ترسید و رفت

در دلم شوری به پاشد چون که او

خاطراتش را به من بخشید و رفت

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

 

رفتم از شهرت، تو را شيدا کنم اما نشد

در دلت طوفان غم بر پا کنم اما نشد

ديدم از چشمت به جای اشک باران می چکد

خواستم با ناله ات سودا کنم اما نشد

رفتی و اين بار هم ميل دلت با ما نبود

خواستم پشت سرت غوغا کنم اما نشد

بعد تو حتی زمين هم عاجزانه می گريست

خواستم تقدير را رسوا کنم اما نشد

گفتم اين جرم است خاموشی؛ فراموشی؛ سکوت

خواستم تا با خدا دعوا کنم اما نشد

باز هم روی غزل دلگير عادتهای توست

خواستم بغض دلم را وا کنم اما نشد

تقدیم به غریبه شهرمان .....

میخواهم سفر کنم سفری به دور دستهای غریب .٬ سفری به آرزوهای فراموش شده ....سفری به دنیایی پاک سادگیت .....

مسافر غریب شهر عشق من بیمار نگاهای خسته و خاموشت هستم .من بانوی شهر عشقم به راستی می دانی من آواره کوچه به کوچه چشمانت هستم و و دل تنگ نگاهای بی فرجامت.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
 

 

 

تواگر هیچ شوی، گوهر زیبای منی

به زبانی خودمانی به تو گویم که همه دنیای منی.

کاش بدونی نبودنت یا تا ابد ندیدنت، هرگز بهونه ای نمیشه برای از یاد بردنت...

اگر روزی ندانسته به احساس تو خندیدم

اگر از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم                     گناهم را ببخش...

زندگی کوتاه است

پس بیایید بگوییم به هم

دوستت می دارم                                  کار دشواری نیست

و بیایید بخندیم به غمها با هم

حیف از آن اوقاتی که غم و غصه شود همدم ما

من و تو می دانیم درد ورنج و غم واندوه همه در گذرند

آنچه می ماند و زیباست وفای من و توست

زندگی یعنی عشق

عشق را تازه کنیم

عشق را با همه قلب خود اندازه کنیم

زندگی کوتاه است....

یه عزیز گفته:

آنقدرها که تو میگویی هم راحت نیست که بگوییم به هم دوستت می دارم

فقط این را بگویم تا که قلب تو نشد خاطر جمع به کسی زود مگو من تو را می خواهم، دوستت می دارم...

 

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
 
 
 
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد             در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله              در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد          شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا          صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را                  وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت          با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی      گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد

پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا         مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد 


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

           تفاوت هاي زن و مرد

 

سالگرد ازدواج

1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی

باشد.

۲) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه


2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی

داریم؟)

روز مرد


1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.


2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی

غذایی میاد)

40 روز بعد از تولد بچه

1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو

ندیدی؟)


2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر

 خوشمزه است؟)

40 سال بعد

1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم


2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟

2 ثانیه قبل از مرگ

۱) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم


2) مرد: گشنمه

وصیت نامه

1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می

 کردم تمام زندگی ام را!!


2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

اون دنیا

1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا

نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...


(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)


2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن 

                             

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

* * *

                               از نگاهم یک نشان پرسید و رفت

                        گفتمش اینجا بمان ختدید و رفت

              تا طنین رعد عشقم را شنید

شبنمی از برق چشمم چید و رفت

             گرد او پر میزدم دیوانه وار

                      بال پرواز مرا دزدیدو رفت

                              با بهاران عهدو پیمان بسته بود

                                      دیدگانم را خزانی دید و رفت

                             گفتمش از آه محرومان بترس

                    از صدای ناله ام ترسید و رفت

          من پشیمان نیستم از عشق خود

                  گرچه او عشق مرا بوسیدو رفت

                            رعد آسا داغ مجنون دیده دل

                                  شور لیلی در سرم پیچید و رف

                                          من ندارم شکوه از هجران یار

چون نگاهش را به من بخشید و رفت


نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |

برگهای بی جان و خسته آن روزها هنوز در کوچه پس کوچه های احساسم تداعی گر ماندگار ترین خاطره وجودم شده ٬روزهای سراسر شور شوق و احساس....

ثانیه های تکراری و خسته کننده با وجودش جور دیگری بود گویی بهار به ضیافت پنجره ها آمده بود .از ان زمان بود که سجده کردم به تلاطم دریا یه غوغایی نیلوفران و شکوه آسمان .

هرگز باور نداشتم که چیزهایی ببینم که بند بند وجودم سرشار شود از ترانه .هرگز باور نداشتم هستند کسانی که سرود عاشقی را با نگاه مهتاب گونه شان هجی میکنند و به پاکی اقاقی سلام می کنند. امابودن کسانی هم که هر چند معرفت را فریاد کنند.

می خواهم امروز برای تو ای همسفر آب ام بنویسم از پاکی اقاقی ها و بیداد بی معرفتی ها :

بازی شروع شد نه چندان دل چسب اما برای ما آبی دلان هر بازی از تیم محبوبمان زیباست . ما با تمام افتخار گل زدیم بغض ها ترکید و غوغای آبی اشکهای زلال و پاک را برایمان هدیه آورد اما حیف بازی مساوی تمام شد و داور لذت بازی مساوی را به حریف هدیه داد.راستی بغض آسمان در ما چه کوچک شکست.

وخلاصه آمدم ........با سینه ای پر از درد و نگاهی بهت زده به افقهای سرد.آمدم.با بغضی نیلگون و چشمانی منتظر که جاده هایسعادت را شسته بود .امدم .با دستهای لبریز از دعا و لبانی که پاکی ستارگان را سوال می کردندو میروم با خاطره ای ناز از گلواژه آبی ام و قلبی زخم خورده از بی معرفتی ها

امروز پرچمهای آبی مان چنان در فضای یخ بسته ورزشگاه می رقصیدند که گویی خزان را از یاد برده اند.

امروز روز دیگری است و باید امیدوار باشیم به به فردایی روشن .پس به بهانه روزهای آفتابی

پرچم آبیت را بالا بگیر ای غریبه.

ما هر شب از پشت پنجره آبی دلمان صدا می زنیم و با لهجه کبوتر رویا آبی می خوانیم و می خواهیم بدانید که ما به چشمان یاد داده ایم که آسمان نیلگون را ببینند نه قرمز غروب را .ما می خواهیم بدانید که برایتان بغض تنگ گلو را پاره کرده ایم و رنگ آبی را در قلبمان حفظ می کنیم.  

شما فقط فریاد بزنیدآبیته  

                                   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com          بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com        بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 


نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |

سلام ٬اگه یه روزی گذرت به این وبلاگ افتاد٬ دیدی تک تک عکسا و شعراش برات آشناست یه نگاهی به این نامه بنداز . یادت بیار ٬یه روزی با تموم وجودش کسی که این نامه رو برات نوشت و گذاشت تا همه ببیننش ٬ چقدر دوست داره که طوق بی آبرویشو گذاشته تا همه ببینن تا جرئت کنی و پا روی اون غرورت بذاری و به کسی که دوستش داری بگی که تک تک لحظه هات بوی اونو میده . یادت بیار یه موقعی چطور عاشقانه نگاهش می کردی و اون از نگاه تو خجالت می کشید . ای کاش اون روزای تلخ و افسانه ای دیگه هیچ وقت تکرار نشه .و یادت بمونه که اگه یه بار یه کلمه از عشقت رو براش نجوا می کردی هیچ وقت محکوم به جدایی نمی شدی.

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

* * *

به یاد نگاه همیشه منتظرش هستی ٬هنوزم یادت میاد که موقع رفتن با چه غمی ازت خداحافظی میکرد.

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن ٬اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه

غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه

چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی

تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم

از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راحته

یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من میدونم ٬من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره

عکسای قشنگ تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه وقتی که اسمتو میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش غم غریبی

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

دلم میخواد یه چیزی رو بدونی

دیگه نه عاشقی و نه مهربونی

میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن

من در تنگ ترین غروب جدایی و در تاریک ترین دهلیز زمانه منتظرت خواهم نشست . موقع اومدنت نه چراغ می خوام و نه نور٬ فقط قلبی را بیاور که عشق مرا در دل جا داد و نگاهی را که قلبم را ربود. با تو عهد بستم که تا ابد بر سر عشق پاکم بمانم به خاطر پاکی عشق برگرد. خانه را برای حضورت با گرمی وجودم و آنچه که از عشق برایم باقی مانده بود گرم کرده ام برگرد تا وجودم به پایان نرسیده است.

به ادامه مطلب هم سرکی بکشید.....

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
فشار امتحان و پاس شدن دروس چه بر سر آدمها نمی آورد ٬ آن هم یک دانشجو با این همه امید و آرزو

دلی از جنس سنگ می خواهد که به چنین برگه ای از ۱۸ کمتر بدهی .........

پس همه با هم استاد نمره ٬ُنمره بده یالا  نمره رو بیار بالا ٬ معدل و بیار بالا ٬ 

به افتخار اساتیدی که به چنین برگه هایی هم نمره میدهند. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |

امتحانات با همه سختیاش تموم شد

اما امون از روزی که جوابارو روی برد بزنن؟؟؟؟؟آبرومون میره آخه همه فکر میکنن {توجه کنید که فکر می کنند} من بچه درس خونم

حالا یا اونا اشتباه میکنند یا قیافه من غلط اندازه ؟؟؟؟؟!!!!!

به هر حال ما که با نمره های پایین پاس میکنیم و آبرویمان هم خواهد رفت؟؟؟؟

بی خیال همه چیز مهم اینه که تموم شد و حالا سه هفته و البته تا پایان ترم بعد و امتحانات ترم بعدی بیکاریم

به این میگن زندگی شما هم موافقید یا نه اگر موافقید بزن قدش!!!!!!

 

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
» عناوين آخرين مطالب ارسالي
» وداع
» نگاه
» زندگی
» مریم
»
» نگاه
» دربی
» نامه ای به دوست
» بدون شرح
» پایان امتحانات
» امتحان
»
»
» sms های عاشقانه
»
» دل تنگی /مادر
»
» عشق یاد
» آبی یعنی زندگی
» سرآغاز